انگشت رسوایی

جمعه 12 اسفند 1390

درب خانه بصدا درآمد.

همسایه مان بود. قبض گاز در دستش بود و برای دریافت سهم واحد ما آمده بود. احوال پرسی کرد و از گرانی نالید. بعد از چند دقیقه صحبت و تعارف و احوال پرسی های مجدد همیشگی پرسید : رای دادی؟

– گفتم : به چه رای دهم ؟ و فقط مشکلات اقتصادی را پشت سر هم ردیف کردم.

گفت من هم رای ندادم. حرف هایم را تایید میکرد و بعد از آن حرفهای بعلاوه هجده و نسبت دادن به مسئولان نظام، و بعد از گرفتن سهم خانه مان به خانه اش برگشت.

اما یک چیز یادش رفته بود و آن هم انگشت جوهری اش بود.

و من مانده ام دشنام به نظام و مسئولانش را باور کنم یا انگشت جوهری را.

اما ملموس ترین چیز، کرایه خانه همسایه ی دیگرمان است که کارگر هست.

و برایم خیلی جالب است بدانم که چرا و به چه کسانی رای داده است!

Advertisements

~ توسط tohirow در مارس 2, 2012.

یک پاسخ to “انگشت رسوایی”

  1. سردرگمی و بیچارگی و نگرانی وانجام تکلیف الهی! و ترس از جنگ داخلی و خارجیشون و راههای پیشنهادی بهشون برای جلوگیری از این فجایع رو باور کن!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: