نمی دانم و واقعا درک نمی کنم..

در محیط مجازی، در کوی، در خیابان و در جاهای بسیار به من می گویند که سنگ این رهبران جنبش سبز را چرا به سینه می زنی…؟

نمی دانم…!؟

یا خود را به کوچه دیگری زده اید، یا من را نمی شناسید…!!!

من حرفم این است: روزی را که در 23 خرداد به خیابان آمدیم، برای پس گرفتن رای رفته بودیم.

ما بین بد و بدترها گیر افتاده بودیم….

روز های پی در پی گذشت، 23 خرداد، 25 خرداد، روز قدس، 13 آبان، …. ما هنوز شعارمان "رای من کو" و "یا حسین میر حسین" بود.

در همین پی در پی گذشتن ها بود که دیگر شعارمان تغییر کرد. کار از "یا حسین میر حسین" و "رای من کو" دیگر گذشته بود.

دیگر به، "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران" رسیده بودیم، دیگر رای مان برایمان اهمیتی نداشت.

به خوبی یادم می آید که در عاشورا که دیگر پا از همه این شعارها فراتر رفته بود و شخص اول این نظام را نشانه گرفت.

باز با این حال ، نمی دانم چرا با دیدن این حقایق، هنوز بی خیال این وضعیت هستید، و این جنبش را حقیر می دانید…!؟

همین سکوت شماست، همین که می گویید من بی خیال این وضعیت هستم باعث می شود تا فردی دیگر که برای آزادی من و تو به میدان آمده در میدان کشته شود. و باز من می مانم و این ندانسته هایم….!؟

نمی دانم که چطور می توانید این کشتار ها را ببینید و کنار گود بنشینید…؟

نمی دانم چطور کسانی را که برای آزادی کشته می شوند را بیهوده می بینید و به راحتی می گویید که برای هیچ کشته شده اند…؟

نمی دانم که چرا هنوز سناریوهای این حکومت را هر شب با لذت در ساعت 20:30 تماشا می کنید و درک نمی کنم که چرا باور می کنید…؟

نمی دانم و واقعا درک نمی کنم…؟

Advertisements

~ توسط tohirow در فوریه 26, 2011.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: