فرزاد کمانگر

19 اردیبهشت

1389
هیچ جور نمیشه ناراحتیمو از خبر اعدام بگم…

از وبلاگ شخصی فرزاد کمانگرhttp://www.sorodekhashm.blogfa.com/86082.aspx

من نیستم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!

در طول تاريخ همواره كساني بوده اند كه طبق نوع با وري ديده،انديشيده،جستجو كرده و در نهايت تضاد دروني شان را به حقيقتي رسانده اند.در اين ميان فيلسوفان نقش به سزايي داشته اند.

از جمله اين فيلسوفان كانت،هگل،ماركس،نيچه وسارترو…هستند كه در تكامل فكر و نوع باور انساني نقش به سزايي داشته اند اما اينجا بحث ما چيز ديگري ست.

از ميان جملات فلسفي ،جمله اي به ذهنم رسيد كه دوباره موتور تجزيه و تحليل مرا به كار انداخت،جمله اي از كانت:من مي انديشم پس هستم.جمله اي كه شايد داراي بار معنايي بالايي باشد اما در تقابل با دغدغه هاي امروز بشر انديشيدن ،معقول فكر كردن،كنكاش ذهني و سنتزهاي مغزي براي هست دليل كافي نباشد.دنياي امروز دنياي پس راند ن بشر به عمق تاريخ ، قرباني كردن آمال انساني گسستن بند بند وحدت انساني و خوراندن سموم براي كاهش بهترين نوع عرضه ي خو ديت انساني ست.

عرصه به بشر امروزي چنان تنگ شده كه شرايط موجود،اقتصاد سياسي كشورها،حاكميت و نوع سيستم هاي جدا و منفك قانون گذار از جامعه ي مدني،فشارهايي مضاعف را در بسياري از موارد بر بشر وارد كرده است.شايد اگر كانت امروز زنده بود و در عراق امروزي مي بود و گوشه ي چشمي به وضع نابه سامان و بمب گذاري هاوكشته شدن مردم بيگناه اين ديار مي انداخت،جمله اش را تغير مي داد وبا اندكي ويرايش،جمله ي من در بمب گذاري مي ميرم پس هستم را بر زبان مي آورد.اگر خفقان تمام نهادهاي بين المللي را در برابر ابر قدرت هاي افسار گسيخته ي دنيا مي ديد،اين بار جمله اش را به نوعي ديگر مي چرخاند و مي گفت:من دم بسته ام پس هستم .اگر در دنيايي متولد مي شد كه كودكان براي اين زاد ه مي شوند تا عقده هاي پدر و مادرشان را درك كنند،اين بار مي گفت :من به زور زاده مي شوم پس هستم و يا اگر در سودان متولد مي شد و به ناگاه در جنگ داخلي و در آغوش مادرش به تير بسته مي شد جمله ي من مي ميرم،پس هستم را به زبان مي راند. اگر در اوگاندا متولد مي شد و از شدت گرسنگي مجبور مي شد انساني ديگر را براي تغذيه و حيات خود قرباني كندو يا از فضولات گاو و انواع حيوانات تغذيه كند كه مبادا به دل خاك بازگردد و مجالي براي به زبان آوردن سخنش نداشته باشد،جمله ي من گرسنه ام ،پس هستم را نيمه جان زمزمه مي كرد.آري اگر به جاي يك زن افغانستاني به دنيا مي آمد و در آرزوي اين بود كه روزي بدون پيچه در جامعه حاضر شود تا براي يك بار هم كه شده ديدن دنيا را بدون پيچه تجربه كند،اين بار جمله ي در پشت پيچه مي بينم پس هستم را هق هق كنان بر زبان جاري مي كرد.

اگر در كره ي شمالي به جاي كودكاني به دنيا مي آمد كه در روز از صبح تا غروب را با خوردن يك وعده غذا مي گذرانند و تنها سر گر مي شان همان استثمار است يا به جاي مردماني كه در حصار ومحدوديت،انزوا و در تنهايي خود سالهاست كه در عمق قلك تنهايي افتاده اند و دليلي براي عزلت خود در گوشه اي از دنيا نمي بينند و مي ميرند،اين با رمي گفت:من تنهايم پس هستم.

كانت اگر در اروپاي امروز به جاي آن جوان اروپايي به دنيا مي آمد كه آزادانه و بي قيد قادر به دوست داشتن،دوست داشته شدن با شكم سير خفتن و تامين امنيت جاني از حمله ي تروريست ها بودومجالي بسيار براي انديشيدن داشت،آيا باز مي انديشيد؟؟؟؟اگر همچون جوانان و مردم اروپا با چشمان نيمه باز خود فلاكت مردم عراق محدوديت مردم افغانستان تنهايي كودك كره اي و گرسنگي مردم آفريقا و هزار و يك درد ديگر را مي ديدونه تنها تلاشي براي تغيير وضع موجود نمي كرد بلكه حاضر به انديشيدن و همدردي با همنوع خود در فرا سوي مرزهاي تحميلي نبود و آخر سر هم شايد چشم نيمه بازش را بروي همه ي اين دردها مي بست، آيا دوباره به بيرق انديشيدن اش مي باليد؟؟؟!!

اگر امروزه غول چراغ جادويي بود و ما هم مي توانستيم 3آرزو داشته باشيم، 3 آرزو را براي برخاستن مردم دنيا از خواب غفلت مي كرديم،براي رفع وضع موجود از گرسنگي و استثمار گرفته تا محو تبعيض هاي جنسي ونژادي،تا اينكه حداقل نه انسان ها بلكه مرزهاي جغرافيايي به صورت يكسان ن از نعمات بهره مند باشند.

راستش هر از چند گاهي به كانت و مردم آن دوره غبطه مي خورم چرا كه آنها نه درد مردم سودان ونه تنهايي كودكان چشم بادامي كره اي ،نه فقر و گرسنگي مردمان آفريقا و نه درد زنان در بند افغانستان روحشان را نمي آزرد و جاي جاي ذهنشان از خنجر درد مشترك انساني زخمي نبود،آنقدر بي دغدغه بودند كه انديشيده و از انديشيدن خود براي هست شان دليل آورده اند.

شايد من هم اگردر روزگار كانت مي زيستم،با خاطري آرام مي انديشيدم و از هست خود سخن گفته و تا قرن ها به آن مي با ليدم.

Advertisements

~ توسط tohirow در مه 9, 2010.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: